معماری درلغت

معماری درلغت

پاسخ به مجموعه ای از سوالات برگزیده درباره معماری !

معماری در لغت

معماری در لغت ؟  معماری در تاریخ ؟ معماری در قران ؟ پیشینه معماری ایران ؟ پیشینه مهندسی معماری در ایران ؟

کاربرد و زیر شاخه ها معماری ؟ بیان معماری ؟

معماری در لغت :

تعريف معماري در فرهنگ لغت عبارت است از: هنر و علم طراحي و بناي ساختمان‎ها.

واژه معماری در(لغت نامه دهخدا): معماري در لغت به معناي علم بنايي و ابعاد سازي آمده است
لغات هم ريشه معماري و عمارت نيز همه معنايي از آباداني و زندگي و حيات را درخود دارند.
معمر به معناي طويل العمر، معمر به معناي منزل فراخ با آب و گياه ومردم است.
معمور يعني آبادان آباد مسكون و داراي جمعيت از مردمان.
معماری در لغت به معنای علم بنایی و ابعاد سازی آمده است و معمار به معنای بسیار عمارت کننده آنکه عمارت کند وموجب رونق و تعالی گردد وعمارت نیز به معنی آبادی است. لغات هم ریشه معماری و عمارت نیز همه معنایی از آبادانی و زندگی و حیات را درخود دارند.  معمر به معنای منزل فراخ با آب و گیاه ومردم است.
بدین ترتیب از مجموعه تمامی آنچه به اجمال بیان شد بطور خلاصه میتوان گفت که:
معماری نوعی عمل خلاقانه است که مقصود آن شکل دادن به فضای زیست انسان درتمامیتش می‎باشد و گستره آن از جوابگویی به نیازهای انسانی در پیوند با محیط و طبیعت تا بیان عواطف و اعتقادات او طیف وسیعی را در برمی‎گیرد.

یا میتوان گفت:
هرجا كه نياز به طراحي موجوديت يا سيستمي باشد كه ابعاد يا پيچيدگي آن از يك واحد معين فراتر رفته، يا نيازمنديهاي خاصي را تحميل نمايد، نگرشي ويژه و همه جانبه را لازم خواهد داشت كه در اصطلاح به آن ( معماري) گفته ميشود. معماري تركيبي است از علم، هنر و تجربه كه در رشته هايي نظير ساختمان داراي قدمتي چند هزار ساله است. معماري يعني ارائه توصيفي فني از يك سيستم كه نشان دهندة ساختار اجزاء آن، ارتباط بين آنها و اصول و قواعد حاكم بر طراحي و تكامل آنها در گذر زمان باشد.
بايد توجه داشت که امروزه واژه « معماری » در دو معنای وابسته بکار می رود :
۱- يکی معماری به عنوان فرايند ساماندهی فضا که اسم معنا شمرده شده است و به يک فعاليت آفرينشگر ( خلاقانه ) آدمی توجه دارد و بر پايه ی علمی-تجربی ، هنر و فناوری ساخت پديد می آيد . اين برداشت بيشتر از سوی معماران صورت ميگيرد.
۲- دوم معماری به عنوان دستاورد ساماندهی فضا يا اثر معماری که اسم ذات شمرده شده است و به ساختمان هايی اشاره دارد که پيش از ساخت آنها اين فرآيند پيموده شده است . اين برداشت بيشتر از سوی باستان شناسان و مورخين معماری بکار می رود.

در يک تعريف کلی از معماری ويليام موريس [William Morris] چنين می نويسد :

معماری ؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم ، نمی توانیم خود را از حیطه ی آن خارج سازیم ، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای احتیاجات انسان ، در روی کره ی زمین ایجاد شده است که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب مانده اند . ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند ، کشف کنند ، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد از ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس متحیر شویم که خاصیت و عملکرد آن چیست . بعکس این بر ماست که هر یک ، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و نظارت کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود ، سهم خود را در این وظیفه ادا کند .


معماری در تاریخ
آیین نامه حمورابی:
هرگاه معماری خانه ای برای شخصی بسازد و ساختمان آن را محکم بنا ننماید بطوریکه خانه ساخته او خراب گردد و موجب مرگ صاحبخانه شود آن معمار را باید اعدام نمود.هرگاه این امر موجب مرگ فرزند صاحبخانه شود باید یکی از فرزندان معمار را اعدام نمود.


معماری در قران:

در قرآن کریم نيز در مواردي به ساختن و معماري و يا عمارت كه ريشه معماري دارد، اشاره شده است. هنگامي كه خدا مي‎فرمايد “عمروالارض” يعني زمين را آباد كنيد و زمين بنايي والا مي باشد. تعمير هم از همين ماده است و همچنين عمر نيز به معناي تعمير بدان بواسطه روح است واگر زيارت خانه خدا هم عمره مي گويند باز به همين خاطر است كه زيارت مردم مايه آباداني بيت الله الحرام است. در تفسيرالميزان مجموعه اين معاني ( لغوي وقراني) نشان مي دهد كه مفهوم “معماري” عميق‎تر از ساختن به تنهايي و ابعادش وسيعتر از به وجود آوردن كالبد يك ساختمان مي‎باشد كه مفاهيمي مانند زنده‎سازي و احياء و تداوم وحيات وآباداني را درخود نهفته دارد يا به عبارت ديگر معماري همواره به معناي ايجاد فضايي با روح و حيات تصور مي گردد.


پیشینه معماری ایران:
پیشینه معماری ایران به  حدود ۱۰۰۰ سال پیش از اسلام می‌رسد و پس از ظهور این دین، نیز تاكنون شاهد بیش از ۱۴۰۰ سال معماری ایرانی- اسلامی هستیم. از قدیم‌الایام معماری ایران دارای دو نظام  كلی آموزش بوده است. یكی از این دو نظام، آموزش سنتی معماری است، كه ریشه در قرون و اعصار دارد و انتقال اطلاعات و مفاهیم در آن به‌صورت سینه به سینه، مدیدی و مدادی(۱)  انجام پذیرفته است؛ و نظام دوم، با ظهور مدارس معماری در ایران و تحت عنوان نظام آموزشی آكادمیك و كلاسیك بوجود آمده است. اهمیت بازشناسی آموزش معماری در كشور نیز  در آموزش آكادمیك بیشتر جلوه می‌نماید، كه غالباً در مقام مقایسه معماری و معماران معاصر، با معماری و معماران گذشته بر می‌آییم. این در حالی است كه معمار معاصر را  محصول آموزش دانشكده‌های معماری امروزی و معمار گذشته را حاصل آموزش سنتی معماری می دانیم.


پیشینه مهندسی معماری در ایران:

همانطور که گفته شد معماری در ایران قدمتی بیش از ۱۰۰۰ سال دارد و نمونه های هنر مردم ایران نظیر شیخ بهایی را در همه جای این مرز و بوم مشاهده می کنیم، اما رشته مهندسی معماری در سال ۱۳۰۸ همزمان با تاسیس دانشگاه علم و صنعت که آن زمان هنر سرای عالی نام داشت در ایران متولد شد.


کاربرد و زیر شاخه ها:

با توجه به وجوه و ابعاد رشته مراحل مختلف شکل‌گیری اثر، منابع و روشهای شناخت بسیار متعدد و متنوعی که معمار ناچار به مراجعه آنهاست و طبیعت رشته، به چهار زمینه فعالیت آموزشی یا حوزه دست می‌یابیم که از این میان یک حوزه یعنی طراحی معماری نقش ستون فقرات و محور اصلی مجموعه آموزشی را به عهده دارد و سه حوزه دیگر فن ساختمان، تاریخ هنر و معماری و مرمت و احیای ابنیه و بافتها و مجتمع‌های زیستی به مثابه پایه‌ها و بخشهای تقویت‌کننده و گاهی تخصصی این ستون فقرات محور اصلی می‌باشند.


بیان معماری:

ويژگي بياني يا كانسپچوال معماري علي الخصوص در عصر حاضر در مواري حتي با افراط ـ مورد توجه بوده، و به عنوان عرصه تبديل ايده به حجم در مفهوم رسانه اي معماري مورد چالش واقع ميگردد

آثار معماري، جداي از كاركردهاي فيزيكي مي توانند از منظر ديگري مورد ارزيابي و توجه قرار گيرند كه اين منظر به قابليت ها و كاركردهاي پيامي آنها اشاره دارد.
آثار معماري گذشته از تعريف معماري؛«ظرفي براي زندگي»، ويژگيهاي ديگري هم دارند كه براي مخاطباني كه با نگاه انديشه ورز به آنها مي نگرند حاوي پيام هايي با محتواي فرهنگي و اجتماعي است.
آثار معماري به «رسانه اي» قابل تشبيهند كه با زبان «عناصر فضايي» با مخاطب سخن مي گويند
با حضور در يك فضا و مكان تمام ابعاد وجودي ما، چه به لحاظ فيزيكي و چه به لحاظ ذهني، مخاطب پيام اثر معماري قرار مي گيرد. به تعبير ديگر، اثر معماري همچون رسانه اي است كه پيامش با زبان فضا به مخاطب عرضه مي شود..
اگر كمي در چيستي و ماهيت اين پيام تامل كنيم مي توانيم بگوييم «پيام» آثار معماري همچون «پيام» رسانه هاي جمعي پيش گفته، مقطعي و كوتاه مدت نيست.
معماري پديده اي فرهنگي و اجتماعيست. پيام اثر معماري نيز همواره بازتابي از روح زمان است.
معماري ( همچون يك رسانه )نقشي را ايفا مي كند كه مي توان از آن با تعبير ايجاد تداوم و پيوستگي فرهنگي در بافت فكري مردم و اجتماع ياد كرد.

تعاريف مختلفي كه تاكنون از معماري ارائه شده است، اغلب به گونه اي بر اهميت فضا در معماري تاكيد ميكنند،
بطوريكه وجه مشترك بسياري از اين تعاريف، در تعريف معماري به عنوان فن سازماندهي فضا است
معماري به عنوان اجتماعي ترين هنر بشري با فضاي اطراف انسان مرتبط است.

بنر پک کلاسیک

درباره نویسنده

مطالب مرتبط:

ثبت دیدگاه

بنر کلاس اسکچاپ