داستان مهندس باهوش

داستان مهندس باهوش

یک مهندس به دلیل نیافتن شغل یک کلینیک باز می کند با یک تابلو به این مضمون: 🚧

درمان بیماری شما با ۵۰ دلار. در صورت عدم موفقیت ۱۰۰ دلار پرداخت می شود.” 😳

یک دکتر برای مسخره کردن او و کسب ۱۰۰ دلار به آنجا می رود و می گوید: 🚑
من حس ذائقهء خود را از دست داده ام.
مهندس به دستیار خود می گوید: از داروی شماره ۲۲ سه قطره.
دکتر دارو را می چشد اما آن را تف می کند و می گوید این دارو نیست که گازوییل  است!
مهندس می گوید شما درمان شدید! و ۵۰ دلار می گیرد.👍

چند روز بعد دکتر برای انتقام بر می گردد و می گوید که حافظه اش را از دست داده است.
مهندس به دستیار خود می گوید: از داروی شماره ۲۲ سه قطره. دکتراعتراض می کند که این داروی مربوط به ذائقه است و مهندس می گوید شما درمان شدید و ۵۰ دلار می گیرد.👍👍

به عنوان آخرین تلاش دکترچند روز بعد مراجعه می کند و می گوید که بینایی خود را از دست داده است.
مهندس می گوید متاسفانه نمی توانم شما را درمان کنم، این ۱۰۰ دلاری را بگیرید!
اما دکتر اعتراض می کند که این ,یک۵۰دلاری است.
مهندس می گوید شما درمان شدید و ۵۰ دلار دیگر می گیرد.👍👍👍

مهندسا رو دست کم نگیرید

image

درباره نویسنده

مطالب مرتبط:

ثبت دیدگاه